تبلیغات
دفتــــر آی سی تی آقــــــبلاغ - به کجا چنین شتابان؟
سلام  به همکاران  عزیز
 

قراردادهارو مخابرات تمدید کرده با همون شرایط قبلی  و اصلا براشون  مهم نبوده که  من  و شما و  بقیه هم آدمیم !!!!!
ما پارسال  داشتیم حقوق  سال 86 را می گرفتیم البته با  سوراخ سومبه های جدید  مخابرات مثل  10 درصد شناور
آخه  تا کی اینقدر بهونه و  دور سر تابوندن ؟؟جدا که  تاسف باره که مجلس حریف مخابرات نشده و دیگه هم نمیشه .
آخه  تا یه  مصوبه ای  میدن فرداش  یا وزیر عوض میشه یا  مدیرعامل مخابرات قول میده که بیمه میکنیم و فلان وبهمان.  ولی دوروز بعدش استعفا میده و  روز از نو وتا وزیر جدید و مدیر عامل جدید بیاد حرف مارو بفهمه  سال و ماهش تموم شده و باز یه نفر دیگه  و همه مصیبتها تو سر ماهاست .وپاداشهای میلیونی مال کسای دیگه

اگه بگم  پسر چهارساله من ،(
همین که عکسش تو وبلاگه )از مخابرات چه حسی داره باورتون نمیشه !!!
چند وقت پیش بهش میگم طه بیا بریم مخابرات . میگه بابا حالم از مخابرات بهم میخوره که من از تعجب خشکم زد .اینه  جوابش !!!!!

حقم داره  حق دارن  خونواده های ما که با نداری  ما تا حالا ساختن و دم نزدن و هرروز با وعده و دروغهای مخابرات 
سرکردن.چه حس خوبی میتونن داشته باشن ؟؟ چه حال خوبی میتونن داشته باشن وقتی اسم مخابرات میاد؟؟
بخاطر حقوق های میلیونیمون یا بخاطر مسافرتهای تابستون مون؟یا تعطیلات ایام عید مون؟ کدومشون؟
من و خیلی از بچه های مخابرات روستایی از وقتی پا گذاشتیم تو دفاتر روستایی  تا حالا نشده یه مسافرت چند روزه بریم تا  خونوادهامون تو دوران زندگی با ما یه خاطره خوب داشته باشن و برا بقیه تعریف کنن که ما به اتفاق همسرامون رفتیم  مثلا امامزاده حمزه علی حالا شمال یا مشهد رفتنمون پیش کش که تا سالهای دور هم دست نیافتنی شده برای ما ..ما همین نزدیکیمون یه امامزاده حمزه علی هست اونم  یه ساعته میریم و برمیگیردیم.نتونستیم یه شب بمونیم که خدارو شکر که این اما
مزاده هم نزدیک ما اومده والا چی میشد ؟؟؟میریم دست به دامن امامزاده میشیم تا بسا فرجی بشه که اونم نمیشه .فقط مدیرای محترم میگن  برای دفاتر برنامه های کلانی  داریم که  کاربکنن و دم نزنن.
جالب این که تو مون خودمون رو کشته  ..بیرونمون مردمو ..
طرف تو خیابون داد میزنه  علیرضا ...علیرضا ..میگم بفرما ...میگه : مژدگونی بده ...میگم خیر باشه  من که برادر ندارم ازسربازی بیاد که مژده گونی بدم بعدخوشحال شدم گفتم نکنه  جایزه  چای محسن رو بردم؟؟اما یادم افتاده که من که پول ندارم چای بخرم اونم محسن که برنده بشم !!بهش میگم پس چیه خبرت بگو ؟ میگه  بیمه شدین رفت تموم شدراحت شدین  تو تلوزیون گفت....
میگم  خدا روزیتو جایی دیگه حواله کنه  اگه داری  یه چندصدتومن بده پرینترمو درست  کنم .بیمه پیش کش
ما نه تنها تو مخابرات بیچاره شدیم بلکه بهترین سالهای  عمرمون رو اینجا هدر دادیم  حالا دیگه کی به ما  اهمیت میده ؟کی به کار میده ؟

چندوقت پیش یه مشتری اومده میگه خوب خدایی شده براتون همه پول قبض هارو میخوریدیکم از این پولا بدید خرج کنیم : بهش میگم : قحطی قراره بشه  عزیز مصر گفته پولاتون رو ندید قرض به مردم برید گندم بخرید میخوام  گندم بخرم تو سالهای قحطی بفروشم  به ملت  دو سه برار.اینه طرز فکر مردم نسبت به ما ها !!!

خدایا به خودت  میسپاریم  ما که ازدستمون کاری بر نمیادخدایا تو حق  خونواده های  این قشر بدبخت رو از  صاحباش بگیر .اگه هم  حرفی زدیم که میگن  همینه که هست  نمی خواهی برو  هستن با کمتراز این بیان کار کنن.

یه بازرس از تهران اومد به من گفت این صندلی چیه ؟گفتم همین که بمن دادن .بازرسه گفت ما برای هر دفتر آی سیتی  18میلیون تومن هزینه کردیم پس کو این 18میلیون ؟؟گفتم دستم خالی بود بردم خونه خودم لابد!!!تعجب کرد.گفتم فلانی همین چیزایی که میبینی برای من اوردن  صدتا هم امضا دادم و همشون هم موجوده.خداوکیلی گفت ما برای هر دفتر 18میلیون هزینه دادیم دیگه قضیه همون قالب یخه و تا اومده بدست شما برسه همینا تهش مونده .تازه شانس اوردیم که همینم  مونده  خدارو صدهزاربارشکر که یه مشت  سیستم خراب  دستمون رسید..
سال گذشته باز دوباره بازرسی اومد و گیر دادبه همون نیمکت چوبی
طرح تکریم ارباب رجوع ..میگه چرا صندلی انتظارت چوبیه ؟آخه مگه من تو هتل عباسی  دارم کارمیکنم که صندلی انتظارم از مبل های 10میلیونی باشه ؟چرا از صندلی خودم  که  مهرهای کمرو گردنم  روداغون کرده نمیپرسی ؟؟ 
درخواست دادم  الان دقیقه یکساله که ماشین نداره مخابرات تا صندلی چهارنفری پلاستیکی برا دفتر من بیاره .میگن ماشین نداریم .
اما جالبه بگم از آبدارچی هایی که تو اداره  ها ی شهرستانهاکار میکنن :

خدایی تا حالا بهترین برخورد را داشتیم ودارند دفاتر روستایی با مردم خیلی دلم میخواد بدونم چرا  وقتی ما خودمون میریم تو مخابراتهای شهرستان ، حتی آبدارچی حاضر نمیشه یه چایی تعارف کنه ؟؟ آی چقدر ما بدبختیم !!!سینی چاییش پره  ها ولی جونش بالا میاد بگه بفرمایید یه چایی !!!!یعنی تا این حد ؟؟؟البته اینم بگم سوء تفاهم پیش نیاد
خیلی از کارکنان مخابرات هستن که   وقتی ما پامیزاریم تو اداره اونا سر میزارن برا مون .خدایی جای تشکر داره نمیخوام  اسم بیارم ولی خیلیا هستن که  احترام  پیمانکاران روستایی رو دارن .وماهم دوسشون داریم .انشالله
موفق باشن

حالا مصیبت تر ازمخابرات، پست بانک که میگه یا پنجاه میلیون  بیار یا  دفترتعطیل !!!
تو روستای ما آقبلاغ یه هفته است آب چاه  آشامیدنی روستا  خشک شده و مردم دربدرشدن.اگه  وضع مالی خوبی داشتن پول جمع میکردن چاه رو عمیق کنن از تشنگی هلاک نشن.امروز اومدن از یه چاه کشاورزی آب گذاشتن تو  منبع  ذخیره آب  اونم  اگه  درست نشه با مریضی و  بقیه چیزها باید  دستو پنجه نرم کنیم خلاصه حلالمون کنید.! علی مونده و حوضش
 نمیدونم  چه گناهی به درگاه خداوند مرتکب شدیم که  باعثش این عذاب بوده  از خدا میخواهم   که  زودتر امام زمان  (عج)ظهور کنه  شاید  حریف مخابرات  بشه  چون دیگه  هیچکسی حریفشون نخواهد شد
بلند بگید آمین






طبقه بندی: اخبارآی سی تی ،
برچسب ها: درددل دفاتر روستایی، دل نوشتهای دفاتر آی سی تی،

تاریخ : سه شنبه 1392/06/12 | ساعت 09 و 03 دقیقه و 20 ثانیه | نویسنده : کاویان | نظرات